چرا نمیشه بعضی حرفارو به بعضیا زد .
بد جور دلم گرفته دارم میمیرم .
بدنم هیچ حسی نداره فقط میلرزه .
با هر یه ضربه قلبم تمام بدنم میلرزه .
چرا خدا چرا ؟

تو که می دونستی قلبم
بی تو لحظه هاش عذابه
تو که می دونستی حالم
بی تو داغونه خرابه
پس چرا گذاشتی رفتی
مگه مهربون نبودم
مگه عاشقت نبودم
مگه همزبون نبودم
....
.....
...........
تو که می دونستی قلبم
بی تو لحظه هاش عذابه
تو که می دونستی حالم
بی تو داغونه خرابه
پس چرا گذاشتی رفتی
مگه مهربون نبودم
راستی عاشقت نبودم
مگه همزبون نبودم
...
.
...
تو که می دونستی اشکات
واسه من شگون نداره
تو که می دونستی قلبم
وقتی همزبون نداره
یه روزم دووم نداره
به خدا دووم نداره
دیگه کاری اون به کار
دل دیگرون نداره
تو که می دونستی اشکات
واسه من شگون نداره
تو که می دونستی قلبم
وقتی همزبون نداره
یه روزم دووم نداره
به خدا دووم نداره
دیگه کاری اون به کار
دل دیگرون نداره
دستمو ول نکن

آیا میدانستید تخته نرد چگونه و توسط چه کسی ابداع شد و چه
فلسفه زیبا و عبرت آموزی در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط
بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام
بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی
را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس
به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار
ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما
شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند.. پس
یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستادهایم (شطرنج) بازگویید و
یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن
نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و
روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر که جوانترین وزیر
انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ
ساختهاند که دو طرف با مهره های خود با هم میجنگند و هر کدام خرد
و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود.» و رازهای کامل
بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او
درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت
ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس
پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء
بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار
شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل
روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین
اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت
که باجگزار ایران باشد.
تخته نرد : کره زمین
30 مهره : نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه : نشانگر 24ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین : 4 فصل سال
5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید : شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد : 12 ماه سال
زمین بازی : آسمان
تاس: ستاره بخت و اقبال
گردش تاس ها : گردش ایام
مهره ها: انسان ها
گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )
برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها
اعداد تاس :
1 : یکتایی و خداپرستی
2 : آسمان و زمین
3 : پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک
4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب
5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، آتش ، رعد
6 : شش روز آفرینش

*معلم*
شاگرد را صدا زد تا انشایش را درباره ی علم بهتر است یا ثروت بخواند...!!
*شاگرد* با صدایی لرزان گفت:..!!
ننوشتم آقا...!!
پس از تنبیه شدن با *خط کش* چوبی او در گوشه ی کلاس ایستاده بود...!!
و در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را به هم میمالید زیر لب
گفت:...!!
بله ثروت بهتر است...!!
چون میتوانستم دفتر بخرم و انشاء بنویسم...!!




